گنج

شمارهٔ ۲۹۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: نگنگیرمپسازاین۱۰ بیت
لوریی گفت مرا در عرفاتکه می و بنگ نگیرم پس از این
گرچه زنگی لقبم بهر نشاطعادت زنگ نگیرم پس از این
تو گوا باش که چو کردم حجمی گلرنگ نگیرم پس از این
توبه چون بیخ فرو برد به دلشاخ هر شنگ نگیرم پس از این
دست سلطان خرد بوسه زدمپای سرهنگ نگیرم پس از این
نامور تیغم با جوهر نورظلمت ننگ نگیرم پس از این
صیقل عقل جلا داد مراتا دگر زنگ نگیرم پس از این
شاهد دوست که‌ش افتاد جهاندر برش تنگ نگیرم پس از این
ناخن چنگ گرفتم که دگرزلف در چنگ نگیرم پس از این
چنگ چون در رسن کعبه زدمگیسوی چنگ نگیرم پس از این