شمارهٔ ۲۱۲
جدلی فلسفی است خاقانیتا به فلسی نگیری احکامش
فلسفه در جدل کند پنهانوانگهی فقه برنهد نامش
مس بدعت به زر بیالایدپس فروشد به مردم خامش
دام در افکند مشعبدوارپس بپوشد به خار و خس دامش
مرغ را هم به لطف صید کنندپس ببرند سر به ناکامش
علم دین پیشت آورد وانگهکفر باشد سخن به فرجامش
کار او و تو تا گه تطهیرکار طفل است و آن حجامش
شکرش در دهان نهد و آنگهببرد پارهای ز اندامش