گنج

شمارهٔ ۱۹۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: انهمخور۱۳ بیت
مهترا بلبل انسی پس از اینبجز از دست ادب دانه مخور
فی‌المثل تو خود اگر آب خوریجز ز جوی دل فرزانه مخور
به سفر سفره گزین خوان چه مخواهمرد خوان باش غم خانه مخور
حصه‌ای زین دل آبادتر استغصهٔ عالم ویرانه مخور
عاقل شیر دلی باده مگیرحض خرگوش به پیمانه مخور
ز آب آن میوه که روباه خوردآب کون سگ دیوانه مخور
عارفانه بزی اندر ره شرعاز اباحت دم فرغانه مخور
آشنای دل بیگانه شدیآب و نان از در بیگانه مخور
مادر روزی ار افگانه فکندغم مبر انده افگانه مخور
آز چون نیست در سفله مزنموی چون نیست غم شانه مخور
همچنین در پی یاران می‌باشیار یارا زن و بهنانه مخور
گفتی ار من به معسکر برسمنان ترکان خورم آن خانه مخور
نان ترکان مخور و بر سر خوانبه ادب نان خور و ترکانه مخور