گنج

شمارهٔ ۱۸۳

آسمان داند که گاه نظم و نثربر زمین چون من مبرز کس ندید
در بیانم آب و در فکر آتش استآبی از آتش مطرز کس ندید
ز آتش موسی برآرم آب خضرز آدمی این سحر و معجز کس ندید
از دو دیوانم به تازی و درییک هجا و فحش هرگز کس ندید