گنج

شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ند۱۳ بیت
ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخدر مشرقین ز جاه تو کسب ضیا کند
درگاه توست قبلهٔ پاکان و جان منالا طواف قبلهٔ پاکان کجا کنند
تن را سجود کعبه فریضه است و نقص نیستگر دیده را ز دیدن کعبه جدا کند
گر تن به قرب کعبه نگشت آشنا رواستباید که جان به قرب سجود آشنا کند
از تن نماز خدمت اگر فوت شد کنونجان هم سجود سهو برد هم قضا کند
تن چو رسد به خدمت کی زیبد از مسیحکو خوک را به مسجد اقصی رها کند
گر جان به خدمت است تن ار نیست گو مباشدل مهره یافت مار تمنا چرا کند
چون مشک چین تو داری ز آهوی چین مپرسآه به چین به است که سنبل چرا کند
گرچه به سیر مشک شناسند لیک مردچون مشک یافت سیر گزیند خطا کند
دیوان و جان دو تحفه فرستاده‌ام به توگردون براین دو تحفهٔ غیبی ثنا کند
دیوان من به سمع تو در دری دهدجانم صفات بزم تو ز اوج سما کند
ای آسمانت کرده زمین بوس و تا ابدهم آسمان ز خاک درت توتیا کند
بادت بقای خضر که تا خضر از این جهانصد سال آن جهانت شمار بقا کند