شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانی
آه و دردا که شبیخون اجلدر زد آتش به شبستان اسد
بدل نغمهٔ عنقاست کنوننغمهٔ جغد بر ایوان اسد
اسدالله عجم خواند علیشکه علی بود ز اقران رسد
لاجرم خیبر خزران بگشادذوالفقار کف رخشان اسد
لاجرم ز ابلق چربآخور چرخدل دلی داشت خم ران اسد
بود معن عرب و سیف یمندر کرم هندوی دربان اسد
گر اسد خانهٔ خورشید نهندداشت خورشید کرم خان اسد
تاج بخش ملک مشرق بوداین نه بس باشد برهان اسد
مشتری ساختی از جرم زحلمسن خنجر بران اسد
باز مریخ ز مهر افکندیساخت زر بر تن یکران اسد
باز زهره به عطارد بردینامهٔ جود به عنوان اسد
باز مه بودی هر ماه دوبارگاه خوان گاه نمکدان اسد
آسمان کردی بر گنج کمالحمل و ثور دو قربان اسد
مهر و مه بود چو جوزا دو بدوخادم طالع سرطان اسد
کمتر از داس سر سنبله بوداسد چرخ به میزان اسد
نیش عقرب شده و قوس قزحهم کمان هم سر پیکان اسد
مجلسش کعبه و انداخته دلوخلق در زمزم احسان اسد
بخت بر کوس فلک بستی پوستاز تن جدی به فرمان اسد
وز فم الحوت نهادی دندانبر سر ترکش ترکان اسد
سالها قصد فلک داشت مگرجنبش رای فلکسان اسد
اسدا کنون چو اسد بر فلک استای فلک جان تو و جان اسد
فلکی بین شده بالای فلکاسدی بین شده مهمان اسد
دشمن نیک اسد خوانندمدوستان بد نادان اسد
به خدائی که فرستاد از عرشآیت عاطفه در شان اسد
به خدائی که رقوم حسناتکرد توقیع به دیوان اسد
به خدائی که اسد را ز فلکبگذرانید ز امکان اسد
به خدائی که اسد را به بهشتبسانید ز ایمان اسد
که به شروان ز دلم سوختهترهیچ دل نیست ز هجران اسد
علم الله که ز من غمزهدهترهیچکس نیست ز اخوان اسد
اشکها راندم و گر حاضر میتعزیت داشتمی آن اسد
عاریت خواستمی گوهر اشکز ابر دست گهر افشان اسد
حاش لله که سماتت ورزمچون خزان بینم نیسان اسد
عبرت آید دل ویران مرادیدن خانهٔ ویران اسد
گرچه در مدت چل سال تمامبینیازی بدم از نان اسد
لیک چون من به همه شروان کیستکه نبد ریزه خور خوان اسد
ز آن همه ریزه خوران یک کس نیستشاکر جود فراوان اسد
لیکن از گفتهٔ خاقانی ماندنام جاوید ز دوران اسد