شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح مجاهد الدین نظام
مدار ملک جهان بر مجاهد الدین استکه چرخ بارگه احتشام او زیبد
امیر عادل سلطان دل و خلیفه هممکه حصن شام و عرب از حسام او زیبد
قباد قلعه ستان قهرمان افسر بخشکه صاحب افسر ایران غلام او زیبد
نه نه قباد مخوان کیقباد خوانش از آنکقباد چاوش روز سلام او زیبد
اتابک است ز بهر نشام گوهر ملکملک شهی که مجاهد نظام او زیبد
دوم نظام و سوم جعفر است لا وللهکه داغ ناصیهٔ هر دو نام او زیبد
فلک جنیبه کش اوست بلکه از سر قدرجنیبهوار فلک در لگام او زیبد
حلی گردن خورشید و طوق جید اسدز عکس خنجر مریخ فام او زیبد
جهان به پرچم و طاس و رماح او نازدکز این دو مادت نور و ظلام او زیبد
سوار همتش از عرش مرکبی داردکه زیور شه انجم ستام او زیبد
فراخ بال کند عدل تنگ قافیه راچنان که چرخ ردیف دوام او زیبد
بلند بال کند جود پست قامت راچنان که عرش به بالای نام او زیبد
طراز خاصه ز اقبال عام او شایدحصار عامه ز انعام عام او زیبد
اگر زمانه ز نام کرام حرز کندمجاهد الدین حرز کرام او زیبد
هنوز عهد مقامات مهدی ار نرسیدامیر عادل قائم مقام او زیبد
کسی که درگه جنت مثال او بگذاشتحمیم دوزخیان قوت کام او زیبد
نعامهای که به ترک هوای مرغان گفتز خبث آتش و آهن طعام او زیبد
به پای همت او هفت چرخ شش گام استکه فرق هشت جنان زیر گام او زیبد
روان حاتم طائی و جان معن یمنزکات خواه سخای مدام او زیبد
مگر که بخل شبی بر کرم شبیخون کردچنان که از صفت ناتمام او زیبد
براند رای مجاهد سپاه بر سر بخلبدان کمین که ز حزم تمام او زیبد
برید و بست سر بخل را به تیغ کرمچنین غزا صفت انتقام او زیبد
زمانه حیدر اسلام خواندش پس ازینکه ذوالفقار ظفر در نیام او زیبد
هزار جان سکندر صفات خضر صفانثر چشمهٔ حیوان جام او زیبد
اگر تنم نه زبان موی میکند به ثناشبه جای موی سنان بر مسام او زیبد
به سعی اوست جهانگیر گشته سیف الدینکه پر نسر فلک بر سهام او زیبد
منم که گردن من وامدار خدمت اوستکه گردن ملکان زیر وام او زیبد
هزار فصل بدیع است و صد چو فضل ربیعهزار مرغ چو من بو تمام او زیبد
ز خسروان جهان خود مجاهد الدین استکه مرغ همت ما صید دام او زیبد
ز صد هزار خلف یک خلف بود چو حسینکه نفس احمد بختی رام او زیبد
ز صد هزاران بختی یکی نجیب آیدکه کتف احمد جای زمام او زیبد
عروس طبع بر او عقد بستم از سر عقلبدان صداق که از اهتمام او زیبد
اگر به جود بها بر نهد عروس مرابه قیمتی که فزاید خرام او زیبد
جهان پیر به ناکام و کام بندهٔ اوستکه بکر بخت جوان جفت کام او زیبد
جناب موصل ازو مکهٔ مبارک بادکه جملگی ممالک به کام او زیبد
اگرچه باز سپید است جان خاقانیکبوتر حرم است احترام او زیبد