گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۳

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: وده۹ بیت
ای زیر نقاب مه نمودهماه من و عید شهر بوده
از مقنعه ماه غبغب توصد ماه مُقنَّعم نموده
باد سر زلفت از سرآغوشدستار سر سران ربوده
دُردانهٔ عِقد عنبرینتخونین صدف از دلم گشوده
تو سوده به پای غم دلم رامن آتش غم به دست سوده
از شورش آه من همه شببادام تو دوش ناغنوده
وز نالهٔ زیور تو تا روزمن نالهٔ خویش ناشنوده
ای طعنه زده به دیگرانمدر کاهش جان من فزوده
خاقانی اسیر دیگران نیستهم عشقت و گرگ آزموده