غزل شمارهٔ ۱۹۲
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: ونبیار۷ بیت
خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیارنوبت دی فوت شد نوبت اکنون بیار
دست مُقامر ببوس نقش حریفان بخوانبزم صبوحی بساز نقل دگرگون بیار
شاهد دل ناشتاست درد زبان گز بدهمطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار
شرط صبوحی بود گاو زر و خون رزخون سیاوش بده، گاو فریدون بیار
پیش که یاوه شوند خرد وشاقان چرخبر بر گل عارضان ساغر گلگون بیار
باده به کم کاسگان تا خط بغداد دهبهر لب خاصگان یک دو خط افزون بیار
غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانییشو دیت خون او زان می چون خون بیار