غزل شمارهٔ ۱۴۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اربرنیامد۸ بیت
دل دادم و کار برنیامدکام از لب یار برنیامد
با او سخن از کنار گفتمدر خط شد و کار برنیامد
دل گفت حدیث بوسه میکناکنون که کنار برنیامد
در معنی بوسهٔ تهی همگفتم دو سه بار برنیامد
بس کردم ازین سخن که چنداننقدی به عیار برنیامد
از هرکه به کوی او فرو شدجز من به شمار برنیامد
در راه غمش دواسبه راندمیک ذرّه غبار برنیامد
مقصود نیافت هرکه در عشقخاقانیوار برنیامد