گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۹

جانا لب تو پیشکش از ما چه ستانداینک سر و زر نقد دگر تا چه ستاند
مائیم و دلی جوجو از اندیشهٔ عشقتعشقت به یکی جو چه دهد یا چه ستاند
عشق تو به منشور کهن جان ستد از منیارب چو شود تازه به طغرا چه ستاند
امروز جهان بستد و ما را غم این نیستما را غم آن است که فردا چه ستاند
گیرم که عروس غم تو نامزد ماستوصل تو ز ما خط تبرا چه ستاند
چون تافتگی تب خاقانی از اینجاستدل مهر تب او ز دگر جا چه ستاند