رباعیات
شمارهٔ ۱درملک تو راستی نیامد از ماشمارهٔ ۲آنان که رباط و قلعه بنیاد کنندشمارهٔ ۳ای آنکه دم از مقام رندان بزنیشمارهٔ ۴ای آنکه به حسن غرّه بر خویشتنیشمارهٔ ۵کس چون من، اسیر محنت و سوز مبادشمارهٔ ۶ز آن لحظه که با رخش نظر باختمیشمارهٔ ۷گویند که عشق را بکن درمانیشمارهٔ ۸ز آن جوهر گل شمیم رخ بیجادهشمارهٔ ۹بادام دو چشم نیم مستت از منشمارهٔ ۱۰ای بنده اگر افسر شاهی طلبیشمارهٔ ۱۱کس در سر کار عشق دلگیر نشدشمارهٔ ۱۲مجموعه دلبری است روی چو مهتشمارهٔ ۱۳جمشیدوشان گدای درگاه تو اندشمارهٔ ۱۴سرو آمده یا به گل ز رفتار خوشتشمارهٔ ۱۵سرمایه خوبی است چهر خوش توشمارهٔ ۱۶تا نرگس تو عقیق سان گشته برنگشمارهٔ ۱۷هر بنده که بر در تو دربانی کردشمارهٔ ۱۸یک عمر به گرد کوی تو گردیدمشمارهٔ ۱۹تا هست جهان تو را جهانبانی بادشمارهٔ ۲۰[پدیده عکس، در برابر هنر نقاشی، با تحسین همگان همراه بوده است.افسر، از نخستین روزهای ظهور این پدیده در ایران سخن می گوید]شمارهٔ ۲۱هرچند که در جهان هنر بی ثمر استشمارهٔ ۲۲استاد هنروران عالم، مانیشمارهٔ ۲۳عکاس چو عکس قامت و چهر تو بستشمارهٔ ۲۴عکاس زهی یگانه استاد هنرشمارهٔ ۲۵عکاس چو دید نقش دیدار تو راشمارهٔ ۲۶عکاس چو دید روی زیبای تو راشمارهٔ ۲۷عکاس، تو در هنروری طاق استیشمارهٔ ۲۸عکاس، چو عکس روی جانان بگرفتشمارهٔ ۲۹عکاس دو کرد عکس رخسار تو راشمارهٔ ۳۰عکاس چو عکس روی دلبند تو دید