گنج

شمارهٔ ۴ - در معذرت از نرفتن بخانه سیدعلی عودی بطریق مطایبه

زبده اهل هنر ای آنکه با صد دیده، چرخروز و شب حیران بود از دانش و فرهنگ تو
اینکه یاران می کنند از آمدن پهلو تهینیست مقصودی بغیر از حفظ نام و ننگ تو
شاعران پرده در را میهمانی خوب نیستپرده برمی افکنند از ساز بی آهنگ تو
هر که یک ره ساز ناساز ترا بشنید گفتعود اگر در آتش افتد به که اندر چنگ تو