گنج

شمارهٔ ۳۴ - در منقبت حضرت امام موسی کاظم (ع)‏

قافیه: رناخن۱۱ بیت
گشودن می توانستی گره از کار اگر ناخننبودی لاله سانم عقده ای در زیر هر ناخن
الم از خود رسد محنت پرستان را که همچون گلمرا پهلوی هر چاکی بروید در جگر ناخن
سر مویی گره از رشتهٔ تقدیر نگشایدچو ماه نو گر انگشت شود سر تا به سر ناخن
به امداد خسیسان کی برآید حاجت منعمکه نتواند گشودن عقده از کار گهر ناخن
گره موج هوا کی واکند از طرهٔ آهمگشودن چون تواند عقده از کار شرر ناخن
به سعی از کار نگشاید گره گر در هر انگشتتبسان فلس ماهی روید از پا تا به سر ناخن
شد از شکل پلنگم روشن این معنی که می آیدز بیدردان بکار داغداران بیشتر ناخن
نهادم تا به لب انگشت افسوس از تف آهمبه خاک افتاد چون پروانهٔ بی بال و پر ناخن
خسک در دیدهٔ خورشید ریزد سر مژگانتمه نو را کند نی رشک ابروی تو در ناخن
ز شوخی موج اشکم دیده را دلتنگ کی سازدنمی رنجد زند چون طفل بر روی پدر ناخن
کی از تدبیر بگشاید دل آغشته در خونمکه نتواند گشودن چون گره گردید تر ناخن