گنج

شمارهٔ ۶ - در وصف چشمهٔ جوهر ناک

حبذا کشمیر و جوهر ناک اوحوض کوثر در بهشت آماده است
گر نه او آیینهٔ وجه الله استدایما آبش چرا استاده است
سید تالابها می خوانمشدیدهٔ بد دور کوثر زاده است
با هوایش بسکه کیفیت بودهر حباب او سبوی باده است
هر شب از عکس کواکب گوئیاآسمانی بر زمین افتاده است
غور نتوان کرد ته داریش رابا وجود آنکه لوحش ساده است
از حجاب آب و تاب حسن اوستبر رخ مه گرنه رنگ استاده است
دایم از چشم بدش داراد دورآنکه این حسن و جمالش داده است