شمارهٔ ۹۸۵
شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنانکرد گل از خاک اسرار نهان، ما همچنان
شبنم از شب زنده داری تکیه بر خورشید زدچون شرر در سنگ در خواب گران ما همچنان
ذره با بال سبک روحی هواپیما شده استزیر کهسار گرانجانی نهان ما همچنان
قطره گوهر گشت و سنگ خاره شد یاقوت ناببرد آب و خاک فیض حر و کان ما همچنان
آه از بیداد محروص که آخر مور خطکام خود بگرفت ازین شکر لبان ما همچنان
فضل حق با آنکه جویا زرق ما را ضامن استمانده از غفلت به کر آب و نان ما همچنان