گنج

شمارهٔ ۹۴۳

قافیه: تکن۸ بیت
آنچه در حق گلستان می کند فصل خزانبیش از این با عندلیبان می کند فصل خزان
دولت عهد شباب از موسم پیری مجوینخل را از برگ عریان می کند فصل خزان
برگ برگ نخل گل برگیست از بس جوش رنگجلوهٔ شوخ بهاران می کند فصل خزان
کی بود بر تخت نوروزی نشیند نوبهارظلم در حق گلستان می کند فصل خزان
با وجود پیری از کودک مزاجی نگذردنسخهٔ گل را پریشان می کند فصل خزان
دیدهٔ بد دور کز جوش بهار زعفرانعندلیبان را خوش الحان می کند فصل خزان
آنچه مرهم کرد با گلهای داغ سینه امکافرم گر با گلستان می کند فصل خزان
می دهد جویا زر گل را به باد نیستیآنچه دارد باغ تالان می کند فصل خزان