گنج

شمارهٔ ۸۷

قافیه: انرا۵ بیت
به پیری نشد چاره گردن کشان راکه زورین کند حلقه گشتن کمان را
ز ترک هوابشکفان غنچهٔ دلبه یک گل گلستان کن این خاکدان را
صفا بس که اندوخت سر تا به پایشتوان دید از آن سینه راز نهان را
دلم محو رویی است کز جوش حیرتکند عکسش آیینه آب روان را
ز ذکر خدا زاد برگیر جویادر این راه برگ سفر کن زبان را