شمارهٔ ۶۵
فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مراکه نیست شیشه شکستن شعار سنگ مرا
چنین که مانده به جا در طلسم بی تابیشکسته شوخی پرواز بال رنگ مرا
زآه نیم شب عاشق الحذر ای غیرکه آسمان نشود سد ره خدنگ مرا
به سخت جانی من عشق تا چه افسون خواندکه شیشه شیشه نزاکت فزود سنگ مرا
غم تو گرچه شبنم را به بیخودی گذراندبه باد آه سحر داد نام و ننگ مرا