شمارهٔ ۶۲
میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدابود چون معنی از مصرع زقد او کمر پیدا
ندارم آگهی از حال دل لیک اینقدر دانمکه گاهی می شود در دود آهم چون شرر پیدا
نهان از خلق بر دوش سبک روحی بود سیرمنباشد همچو رنگم در پریدن بال و پر پیدا
چو شمعی کز شکاف پردهٔ فانوش بنمایدبود از رخنه های سینه ام داغ جگر پیدا
مجو در رفتن از خود نقش پا آزاد مردان رانباشد از سبک سیران این وادی اثر پیدا
به پاس عزت خود سعی کن تا معتبر کردیبه قدر آبرو جویا کند قیمت گهر پیدا