گنج

شمارهٔ ۶۰۶

خوی آن جور آشنا بیگانه از هوشم کندمی کند دانسته یادم تا فراموشم کند
حسن سرشار ترا نازم شکوهش کم مبادبا وجود صد زبان چون غنچه خاموشم کند