گنج

شمارهٔ ۵۹۷

بسکه از آهم هوا امشب کدورتناک بودشاخ و برگ نخل همچون ریشه ای در خاک بود
محفلم را از صفا امشب منور داشت میتا سحرگه شمع بزمم شعلهٔ ادراک بود
صد هزاران فیض از هر قطره می اندوخت دلبود همت؛ همت می، دست؛ دست تاک بود