شمارهٔ ۵۶۳
از سینه دل جدا به تپیدن نمی شودمرغ قفس رها به رمیدن نمی شود
بگذار لحظه ای لب خود را بکام ماآب عقیق کم به مکیدن نمی شود
پای تعلق از سرمستی بکش که یاررام کسی به ناله کشیدن نمی شود
دیدم ترا ز دور ولی چون کنم که دلهرگز تسلی از تو به دیدن نمی شود
بگذار پا به راه توکل که کارهاجویا به گفتن و به شنیدن نمی شود