گنج

شمارهٔ ۵۳۶

آنانکه رو به خلوت آن دلربا کنندباید که خویش را ز خود اول جدا کنند
دل را به ناز چاشته خوار جفا کنندتا رفته رفته اش به بلا مبتلا کنند
آهی خمیر مایهٔ صد صبح روشن استآنجا که رو به عالم صدق و صفا کنند
تا آبرویشان نرود همچو آب جویپاکان به قطره ای چو گهر اکتفا کنند
آنانکه شاه کشور شب زنده داری اندشب را قیاس سایهٔ بال هما کنند
همچون شکست شیشه صدا می شود بلنداینجا اگر نگه به نگه آشنا کنند
جویا جماعتی که هوس می کنند عشقدانسته خویش را به بلا مبتلا کنند