گنج

شمارهٔ ۵۰۶

قافیه: ادهبود۷ بیت
عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرداز فیض رنگ زرد مرا زر خرید کرد
هر کس گرفت روزه در این نشئه از حرامچون از زمانه رخت سفر بست عید کرد
سرگرمی کسی که ز جام ریاضت استدر ساغر از گداز تن خود نبید کرد
در خون اشک بسکه تپد لاله دشت راهر جلوهٔ تو محشر چندین شهید کرد
خوش انکه جا به خلوت خورشید طلعتیهمچون سحر ز یاری بخت سفید کرد
سرمستی شراب طهورش نصیب بادهر کس کشید ساغر و لعن یزید کرد
جویا فغان زهجر که خنجر به صحن باغفرش رهم ز سایهٔ هر برگ بید کرد