گنج

شمارهٔ ۵۰۰

قافیه: اربرگردد۵ بیت
پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بودعکس رخسار تو در آینهٔ یادم بود
هست دل در طلب هر چه میسر نبودآنچه از دیده نهان بود پریزادم بود
همچو برگی که زگل بر سر خاری ریزددور ازو بر مژه لخت دل ناشادم بود
صید دل شکر که منت کش صیاد نشدموج خوناب جگر خنجر فولادم بود
لب فرو بستنش امروز ز اندیشهٔ غیرسیر آهنگ تر از شوخی فریادم بود