گنج

شمارهٔ ۴۰۹

قافیه: اند۱۰ بیت
نجابت هر که با دولت چو خورشید برین دارداگر بر آسمان رفته است چشمی بر زمین دارد
زسودای تو بر لب هر که آه آتشین داردبه رنگ شمع محفل گریه ها در آستین دارد
مباش از چرب نرمیهای خصم کینه جو ایمنکه خنجر چین همواری زجوهر بر جبین دارد
خسیسانند در بند فریب لذت دنیابلی دام گرفتاری مگس از انگبین دارد
عجب نبود گر از ننگم فرو رفته است در خاتمبسی شرمندگی نام من از روی نگین دارد
زگردش های او بر اهل عالم حال می گرددادای نرگس نازآفرینش آفرین دارد
به جز ایثار مال از پادشاهان خوش نما نبودوگرنه از جواهر کوه هم چندین دفین دارد
بود ایمن اگر هر روز از طاق فلک افتدچو خورشید برین آن کس که چشمی بر زمین دارد
شهید آرزوی لعل آن لب در لحد باشدسلیمانی که پنداری زمین زیر نگین دارد
فلک را نیست از یکرنگی من آگهی جویامرا دارد غمین هر جا دلی اندوهگین دارد