گنج

شمارهٔ ۳۶۹

قافیه: منیست۶ بیت
غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکستمی رسد ظالم نخست از موج بر دریا شکست
خنده کمتر کن که می میرد دل از جوش نشاطمی رسد اینجا ز موج بادهٔ مینا شکست
وادیی در خورد شورم نیست در راه طلببر کمر کهسار گویی دامن صحرا شکست
زآب کوثر آورد بیرون سبوی خود درستهر دلی کامروز از اندیشهٔ فردا شکست
تا توان با دشمن سرکش مدارا پیشه کنبیشتر رنجاند آن خاری که زیرپا شکست
آه کامشب یاد مژگان بلاجوی کسیخار حسرت در دل غمدیدهٔ جویا شکست