گنج

شمارهٔ ۳۶۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ابازیندوکداماست۸ بیت
حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواستدست برداری اگر از سر خود دست دعاست
مهر رویش به دل افزود زپهلوی دو زلفعکس مه چون دوشبه گشت در آیینه دوتاست
مسلک عشق بود هادی ارباب طلبجاده هم راهروان را ره و هم راهنماست
نوبهار است و دل بی سر و سامان مراچهچه بلبل و خندیدن گل برگ و نواست
ما که چون غنچه زبان و دل ما هر دو یکی استاز تو ای شوخ به ما طعن دو رنگی رعناست
زهر قاتل به مناقش شکرناب شودهر که او ساخته با عالم تسلیم و رضاست
شکر و صد شکر که چون گرد یتیمی گهرکلفتی برد اگر ره به دلم عین صفاست
روشن از اشک بود دیدهٔ عاشق جویاچشم حیرت زدهٔ آینه را آب جلاست