شمارهٔ ۱۰۵۰
نهانی در حجاب زندگانیبرون آی از نقاب زندگانی
به قید جسم تا هستی گرفتارگل آلوده است آب زندگانی
سوادنامه جز زیر و زبر نیستگذشتم بر کتاب زندگانی
نفس را آمد و رفت پیاپیبود موج سراب زندگانی
نترسد از خمار صبح محشرسیه مست شراب زندگانی
به غفلت رفت ایام حیاتتبشد عمرت به خواب زندگانی
نظر کن آمد و رفت نفس راندانی گر شتاب زندگانی