شمارهٔ ۱۰۴۵
از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ایدلبر نازک نهالی، شوخ و شنگ تازه ای
تازجوش بولهوس رنگش با باد شرم رفتریخت بر روی هوا طرح فرنگ تازه ای
ترک چشم مست او در هر مژه بر هم زدنبا دل عشاق ریزد رنگ جنگ تازه ای
ترک چشم او ز هر مژگان بهم سودن بریختبر دل غمدیده یک ترکش خدنگ تازه ای
می دهد جویا ز هر جامی که بر لب می نهدگلشن امید ما را آب و رنگ تازه ای