شمارهٔ ۱۰۴۳
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ابیابی۴ بیت
منظور دیده ها نه ای و نور دیده ایدر عالمی و پای ز عالم کشیده ای
در هر طرف که می نگرم جلوه گر توییبر روی گل به کسوت رنگ آرمیده ای
ای نفس قطع راه فنا یک نفس شودهنگامه ای به هستی مرهوم چیده ای
از شوخی تو برق شرروار می رمدای شعله خوی من تو هنوز آرمیده ای