شمارهٔ ۸۴
غنچه همچون دهان تنگ تو نیستگل چو رخسار لاله رنگ تو نیست
سینه ام را به غمزه ریش مکنکین هدف لایق خدنگ تو نیست
جنگ تو صلح با رقیبان استهیچ عاشق حریف جنگ تو نیست
تا به سنگ ستم گشادی دستنیست دستی که زیر سنگ تو نیست
چون کنی قصد قتل منتظرانهیچ تعجیل چون درنگ تو نیست
با سگان تو نانشستن ماجز مراعات نام و ننگ تو نیست
جامی از بار دل چو چنگ شدیاین غزل جز نوای چنگ تو نیست