شمارهٔ ۴۶
بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتابچون به رنگ شیشه ظاهر گشت شد برخود حجاب
گر نه رنگ شیشه ها گردد حجاب نور اوسطوت اشراق آن را مشکل آرد دیده تاب
شد حجاب آیینه نور جمال محتجبان هذا عند اصحاب الحجی شی ء عجاب
عارفان را طور هستی پاره گشتی چون کلیمگر نبودی بر جمال ظاهر از مظهر نقاب
مظهر از روی تعین گرچه غیر ظاهراستآید از روی حقیقت عین ظاهر در حساب
ظاهر اندر عین مظهر مظهر است این را بدانمظهر اندر ذات ظاهر ظاهر است این را بیاب
آب باشد همچو ظاهر گل چو مظهر فی المثلآب اندر گل چه باشد گل گل اندر آب آب
دعوی وحدت کنی جامی چه باک از مدعیاز سر انکار و رد گوید سوالت را جواب
گر نه چون عارف ز یکجا بینی انکار و قبولباشد آن دعوی خطا والله اعلم بالصواب