شمارهٔ ۴
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعاقال من انتم قلنا فقراء غربا
فقراییم و عجب آنکه نخواهیم ز توهیچ حاجت که تویی در دو جهان حاجت ما
غرباییم و نداریم بجز تو وطنیچند باشیم چنین از وطن خویش جدا
به فقیران نظری کن که به تأیید نظربرمس فقر فقیران تویی اکسیر غنا
بر غریبان گذری کن که به تشریف قدوماز دل تنگ غریبان تو بری بارعنا
گرچه در میکده عشق هزاران راه استهست نزدیکترین راه ره فقر و فنا
جامی این راه بجز راه سبکباران نیستدامن از خویش بیفشان و درین راه درآ