گنج

شمارهٔ ۳۸۳

ای رخ تو جنت اهل یقینلعل تو سرچشمه ماء معین
پرده زلفت ز رخ افتاد دور«ازلفت الجنة للمتقین »
متقی آنست که دامان دلشست ز آلودگی کبر و کین
صیقلی عشق ز جانش زدودزنگ تصاریف شهور و سنین
رخت به منزلگه اطلاق بردرست ز قید خرد و عقل و دین
جسم تو جامی ز عجم مستمدآمد و جانت ز عرب مستعین
جسم بهل جان شو و اسرار عشققل بلسان عربی مبین