شمارهٔ ۱۸۸
بی تو جان زندگی نمی خواهدعمر پایندگی نمی خواهد
چون خطت خضر با وجود لبتچشمه زندگی نمی خواهد
بی فروغ جمال فرخ توبخت فرخندگی نمی خواهد
دل پراکنده دید زلف تو راجز پراکندگی نمی خواهد
شاخ سنبل چو خامه پیش خطتجز سرافگندگی نمی خواهد
عذر شرمندگی ز روی تو ماهجز به شرمندگی نمی خواهد
بنده جامی جز از در تو به گوشحلقه بندگی نمی خواهد