گنج

شمارهٔ ۱۸۴

اگر از عشق همراهی نباشدرهت را روی کوتاهی نباشد
به حکم عشق رو ره راکه جز عشقدرین ره آمر و ناهی نباشد
مرا با کس ز بس مفتون عشقمنزاع مالی و جاهی نباشد
گدای آگه از مقصود را میلبه نیل دولت شاهی نباشد
چنان خود را در آگاهی کند گمکز آگاهیش آگاهی نباشد
نسیم پرده کش از روی معشوقبجز آه سحرگاهی نباشد
چه حاصل از هوای وصل جامیگر از جانان هواخواهی نباشد