گنج

شمارهٔ ۱۴۰

هر لحظه نمایی به لباس دگرم رخگاه از بت فرخار و گه از لعبت خلخ
هر جا که کنی جلوه بود اهل نظر رادیدار تو فرخنده و رخسار تو فرخ
اطوار ظهور تو بود ظاهر و باطنبر ظاهر تن جلدی و در باطن آن مخ
جنبش همه از توست درین عرصه اگر خودناراست رود فرزین یا راست رود رخ
گر محبی دلهاست بالطافک یحییورنافع جانهاست بانفاسک ینفخ
زین نکته مرا طعن تناسخ مزن ای شیختکرار ظهورات بود این نه تناسخ
جامی مفکن با دگران نکته توحیدکز کلک تو اولی ست درین مسئله پاسخ