رباعیات
شمارهٔ ۱معشوق ازل که هر که دل بست بدوشمارهٔ ۲ای عشق که با هزار چون بی چونیشمارهٔ ۳یارب برهان ز قید اسباب مراشمارهٔ ۴سرچشمه محنت و طرب هر دو توییشمارهٔ ۵نی دفع عطش ز تشنگان آب کندشمارهٔ ۶گر بوی تو از باد سحر یافتمیشمارهٔ ۷خواهیم به بستر هلاک افتادنشمارهٔ ۸دنیا که گرفت در دل و جان جایتشمارهٔ ۹ای مه ز فروغ رایت افروخته چهرشمارهٔ ۱۰زان گونه کز ابر آمدی برف به بارشمارهٔ ۱۱ای خوار و عزیز ری همه خاک رهتشمارهٔ ۱۲بی سود یقین دم زیانی می زنشمارهٔ ۱۳خواجه که ندیده چشم کس خوانش راشمارهٔ ۱۴ای خاک رهت سرمه روشن بصرانشمارهٔ ۱۵ای دیده حقیقت جهان گذرانشمارهٔ ۱۶در خلوت تنگ تافت آن شیخ کرخشمارهٔ ۱۷در حیز دهر برفی افتاد شگرفشمارهٔ ۱۸آن گل که اجل به سینه چاک افکندششمارهٔ ۱۹دوران فلک نیست به ما راست هنوزشمارهٔ ۲۰از تیغ خسان اگرچه بیداد رسدشمارهٔ ۲۱ای کرده به بر قبای فیروزه چو گلشمارهٔ ۲۲این خانه نه منزل نشاط است و طربشمارهٔ ۲۳این کنج فراغت است و خلوتگه رازشمارهٔ ۲۴این نقش بدیع حیرت افزایندهشمارهٔ ۲۵تا بر سر خود پات نبینم نرومشمارهٔ ۲۶رفتی سوی گشت و نامدی چونست اینشمارهٔ ۲۷این شکل مدور که نه پایی نه سریشمارهٔ ۲۸گردون که پی پاس ز سهم خطرتشمارهٔ ۲۹ای در صف مردانگی از سست رگانشمارهٔ ۳۰عمری گفتم غذا ز کافور کنمشمارهٔ ۳۱ای اشک که امشبم به رو افتادیشمارهٔ ۳۲بر حرف هنر خطی ز عیب اندرکششمارهٔ ۳۳جامی روزی فلک به دادت برسدشمارهٔ ۳۴جامی کمی زمانه از بیشی بهشمارهٔ ۳۵راه طلبم ز پای و پی خالی چندشمارهٔ ۳۶احمد که اجل به قتل او تیغ کشیدشمارهٔ ۳۷دارم دلی از خون جگر مالامالشمارهٔ ۳۸ای رشک شکر لب تو از لطف سخنشمارهٔ ۳۹کی بنده ز لطف شاه خود بگریزدشمارهٔ ۴۰در راه طلب طالب و مطلوب نماندشمارهٔ ۴۱عمری دل من ز شوق یعقوب تپیدشمارهٔ ۴۲آب سخنم روان که می خواهم نیستشمارهٔ ۴۳از سوزش سودای تو ای شاه فریدشمارهٔ ۴۴آن مه که ز شاه قصه چون بنویسدشمارهٔ ۴۵گفتم به فلان که رنجت از مهمان چیست