گنج

شمارهٔ ۵

چو راند از در خود قهر حق لئیمی رابه میل نیل امانی و حرص جمع حطام
هوای مال و منالش چنان فرو گیردکزان نه روز قرارش بود نه شب آرام
نه سیر سازد عز قناعتش ز حلالنه دور دارد حکم زهادتش ز حرام
گهی ز ظلم نهد در ره ضلال قدمگهی ز فسق زند در طریق خذلان گام
عجبتر از همه آن کین ضلال و خذلان رانهند کوردلان دولت و سعادت نام