گنج

شمارهٔ ۲

در فنون شاعری جامی ز حد بردی سخنوقت آن آمد که در کنج خموشی جا کنی
پیر گشتی در سواد شعر بردن با بیاضچون قلم ترسم که روزی سر درین سودا کنی
مایه مدح و غزل دانی که هست اکثر دروغبر کرام الکاتبین تا کی دروغ املا کنی