گنج

شمارهٔ ۱۵

هرچه از جاه تو را بینم و مالکه تو را مانع عیش ابد است
بهر امروز تو هرچند نکوستبهر فردای تو بسیار بد است
بهر آن دشمن بدخواه تو گربا تو در معرض بغض و حسد است
بگشا چشم حقیقت بین راکه تو را بینش اهل خرد است
تا ببینی که در آن بغض و حسدنیکخواه تو و بدخواه خود است
نیکخواه تو چو باشد با اودشمنی قاعده دیو و دد است
شکر او گوی که در عیش ابددشمنیهاش مدد بر مدد است