گنج

شمارهٔ ۹۶

صلای باده زد پیر خراباتبیا ساقی که فی التاخیر آفات
من و مستی و ذوق می پرستیچه کار آید مرا کشف و کرامات
می و نقل است ورد من شب و روزبنامیزد زهی اوراد و اوقات
سلوک راه عشق از خود رهایی ستنه قطع منزل و طی مقامات
جهان مرآت حسن شاهد ماستفشاهد وجهه فی کل ذرات
سعادت خواهی از عادت گذر کنکه ترک عادت است اصل سعادات
مزن بیهوده لاف عشق جامیفان العاشقین لهم علامات