شمارهٔ ۸۴۴
دلم شبها کشد زان دام زلف آهبهذا نال زلفی دام زلفاه
به فکر زلف تو عمرم سر آمدزهی فکر دراز و عمر کوتاه
تویی دلخواه من تا رخ نمودیروا شد کام من بر وجه دلخواه
کله کج نه که ترکی چون تو رعنانمی بینم درین فیروزه خرگاه
سمند ناز جولان ده که امروزسپاه خوبرویان را تویی شاه
بفرما رحمتی بر دردمندانز درد اهل دل چون هستی آگاه
سر جامی و خاک رهگذارتچو خواهد خاک شد باری درین راه