شمارهٔ ۷۸۰
یافتن پیش تو راهی نتوانسویت از دور نگاهی نتوان
آه کز آتش تو سوخت دلموز دل سوخته آهی نتوان
غم دل را مکن از چهره قیاسکوه را وزن به کاهی نتوان
با تو از سرو چمن چون گویمنسبت گل به گیاهی نتوان
دیدن روی تو گه گه چه خوش استناخوش آن ست که گاهی نتوان
ناله ام جز به سر کوی تو نیستداد جز بر در شاهی نتوان
دوش جامی به خیال رخ توگفت شعری که به ماهی نتوان