گنج

شمارهٔ ۷۳۸

صوفی چه فغان است که من این الی ایناین نکته عیان است من العلم الی العین
ماالحاصل فی البین چه گویی سفری کنچون خضر و بجوی این گهر از مجمع بحرین
در ذمه ما دین بود پرتو هستیکو جذب فنایی که مؤدی شود این دین
در مشرب توحید بود وهم دویی کفردر مذهب تقلید بود نفی دویی شین
این وحدت محض است که از کثرت تکرارگاه اربعه و گاه ثلاثه ست و گه اثنین
عینی ست یگانه که چو از قید تعینافزود بر آن نقطه پدید آمد ازو غین
جامی مکن اندیشه نزدیکی و دوریلاقرب ولا بعد ولا وصل ولا بین