شمارهٔ ۶۰
ای با تو ز گل فراغ ما راگل بی تو به سینه داغ ما را
در باغ گل از تو می برد بویبوی تو برد به باغ ما را
دارد شب هجر شعله آهدر عشق تو بر چراغ ما را
گنجی و ز مفلسی خیالتجا ساخته در دماغ ما را
دل رفت و نشان ز هر که پرسمسوی تو دهد سراغ ما را
ماییم و صفیر عندلیبانخوش نیست نفیر زاغ ما را
مشغولی عشق داد جامیاز شغل جهان فراغ ما را