شمارهٔ ۲۸۷
تیر تو افتاد دور جان من افگار کردبر هدف آمد ولی بر دل من کار کرد
پیش رخت وقت گل لاله شکفتن نخواستسینه زد از شوق چاک داغ خود اظهار کرد
ابر چمن را ز گل روی تو آمد به یادنعره بسیار زد گریه بسیار کرد
مهر که دیوار و در پرتو رویش گرفتروی تو را دید جا در پس دیوار کرد
لعل تو آمد مسیح کز دم جانبخش خویشداد شفا هر که را چشم تو بیمار کرد
طعنه به خواری مزن زانکه عزیز جهانبودم ازین پیشتر عشق توام خوار کرد
جامی از آغاز نظم وصف جمال تو گفتمطلع دیوان خویش مشرق انوار کرد