گنج

شمارهٔ ۲۰۱

بی تو مرا خانه جز گوشه ویرانه نیستخانه چه کار آیدم یار چو همخانه نیست
مرغ هوای تو را دانه درد است قوتحوصله مور را قوت این دانه نیست
گرچه ز شعله کشد خنجر بیداد شمعروی وفا تافتن عادت پروانه نیست
خرقه پشمین به بر می طلبی سیم و زرکسوت مردان چه سود کار چو مردانه نیست
حاجی و سنگ سیاه زانکه مرا بوسه گاهجز لب معشوق مست یا لب پیمانه نیست
عرضه رندان مکن واقعه شیخ شهرصحبت صاحبدلان مجلس افسانه نیست
چند به دیوانگی طعنه جامی زنیاز غم تو ای پری کیست که دیوانه نیست